خانه ییلاقی
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
تمام، ناتمام من!

عشایر ایرانی فصل های گرم(تابستان) و سرد(زمستان) به دلایل گوناگون کوچ میکنن. حتی دوران باستان هم شاهای ایرانی، کاخ ییلاقی و قشلاقی داشتن. فصل های گرم به ییلاق میرفتن و فصل های سرد به قشلاق.
اما من شهرنشین به یک خونه ییلاقی فکر میکنم، که از شَرّ آفتاب داغ و سوزاننده ی تابستون جنوب به اونجا کوچ کنم. آفتاب جنوب یک بند میتابه و اجازه حیات به هیچ جنبنده ای رو زیر اشعه کشنده اش نمیده. حتی اگر نیم ساعت بتونی زیر نور آفتاب دووم بیاری قطعا یا میمیری یا به بیماری گرمازدگی مبتلا میشی. باور کنید وسایل خنک کننده ای مثل کولر، یخچال و حتی شنا کردن تو رودخونه و استخر چاره ی کار نیست.
گرمی هوا اجازه بیرون رفتن نمیده برای ورزش و پیاده روی. هرجا هم که بری باید زیر سقف باشی. بیشتر اوقات رو باید زیر یک سقف بگذرونم که واقعا خسته و کسل میشم. فقط تو هر مکانی که وسایل خنک کننده وجود داشته باشه زندگی کردن ممکن میشه. بنابراین اگر بخوام منطقی باشم باید منطقه جغرافیایی مو تغییر بدم. اگه خونه باغی هم باشه باز هم بد نیست. باغی پر از درخت های انگور، انجیر و...! باغ دامادمون هست. ولی نه تو هوای تابستون. حاج عمو بیخودی چندتا خونه تو مناطق مختلف ایران نخریده. برای همچین روزی بوده!
رعایت اصول درست و استفاده از تجربههای کاربردی میتواند نتیجه نهایی را بهتر کند.
برچسب:
نویسنده: مهسا نجفی