کارخانه روغن سازی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
چند ماه بعد از اتمام دوران خدمت سربازی و وقتی حس کردم، دیگه خسته از دوران خدمت نیستم. راه افتادم دنبال یک شغل. دقیقا بیست و یک ماه خدمت کردم. بدون یک روز کسری خدمت. شاید پنج یا شاید هم شش ماه! طول کشید تا به چنین احساسی رسیدم که برای کار کردن آماده ام. به شغل های متعددی فکر کردم. و فکر کردم به اینکه...
نوشتن با کاغذ یا صفحه نمایش؟ جوهر یا کلیبورد؟
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
نوشتن با کاغذ یا صفحه نمایش؟ جوهر یا کلیبورد؟ نوشتن با کیبورد در مقایسه با نوشتن با خودکار متفاوته. کیبورد سرعت دسترسی به حافظه مو بیشتر میکنه. اما کاغذ همه چیز دیر به ذهنم میرسه و کُند پیش میره. کاغذ ارزون تر و در دسترس تر و صفحه نمایش پرهزینه است. نرخ یه موبایل ارزون بها ۲۰ میلیونه و لب تاب ارزون ...
دسته ی پیرمردها
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
دسته ی پیرمردها با احترام به همه پیرمردها و پیرزن هایی که چراغ همه خونه ها هستن. و سایه شون بالای سر همه جوون هاست و حامی جوون ها هم هستن. پیرمردهای بازنشسته به چند گروه مختلف تقسیم میشن. دسته اول پیرمردهایی باشخصیت، تحصیل کرده، خوش برخورد و نسبتا هم ثروتمند و لاغر اندام که از قضی به صورت گروهی ورشی...
متیو کوئیک/درباره ادبیات ۱۰
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
متیو کوئیک/درباره ادبیات ۱۰ زندگی یک فیلم مناسب برای افراد بالای 18 سال نیست. زندگی واقعی اغلب به طرز بدی به اتمام میرسد. ادبیات سعی میکند این واقعیت را مستند کند. در حالی که به ما مشخص میکند که هنوز هم میتوانیم با شرافت تحمل کنیم.- متیو کوئیک، کتاب بارقههای امید + جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ساعت:6:37|ن...
حَنا دُختر سلیطه خانواده!
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
حَنا دُختر سلیطه خانواده! بچه گربه ای که به اصرار وارد خونه شد. و میلی به بودنش نداشتیم. حالا شده عزیز همه! منی که ازش فراری و عاصی ام و هر بار که به اجبار و به خاطر جابجا کردنش بهش دست میزنم. میاد کنار دستم میشینه و لوس میکنه خودشو! روبروم میشینه زیر باد کولر و کم کم چشماش گرم میشه، میبنده چشماشو و...
بلندی های بادگیر
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
چند هفته است که قصد دارم، بخشی از رمان بلندی های بادگیر امیلی برونته رو اینجا بنویسم. تنبلی کردم و یا حوصله نداشتم. اونقدر کار ریخته سرم که فرصت خاروندن سرمو ندارم! باید سر فرصت میخوندم رمانش رو. داستانهای عاشقانه رو دوست دارم. ولی نه هر داستان عاشقانه ای رو. داستان عشق کتی به خدمتکار خونه شون که از...
سَرو جان!
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 6:50
تقویم تاریخی ایران رو نگاه مینداختم. تا ببینم پدر و مادرم، عموها، مادربزرگ و پدربزرگم تو چه سالی به دنیا اومدن و مقارن با حکومت چه کسی تو ایران بودن. بابا ده سال بعد از سلطنت رضاشاه بدنیا اومده یعنی سال ۱۳۳۳. و عموهای بزرگم تو پانزده سال آخر سلطنت رضاشاه به دنیا اومدن یعنی سال ۱۳۰۸ شمسی. پانزده سالی...
نغمه ی چکاوک ها
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
که با یک جفت چکاوک کاکل دار و یه جوجه چکاوک منقار سرخ روبرو شدم. سرو صداشون بدجوری حواسمو از کتاب خوندن به سمتشون جلب کرد. هر سال فصل تابستون شاهد چنین صحنه هایی بودم.گفت و گویی طولانی بین این سه در حال انجام بود. جوجه چکاوک نحیف که توان چندانی برای پرواز نداشت با صدای کم رمقش یه چیزایی میگفت و اون ...
نقاشی سایه ها
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
نقاشی سایه هاسایه درختان همیشه ذهن منو درگیر کرده. سایه هایی که از شاخ و برگ درختان تشکیل میشه و با وزش بادهای ملایم تابستونی به این طرف و اونطرف حرکت میکنن. و از نظر زیبایی شناسی نمره ی عالی دارند و نقاشی سیاه قلم خورشید به حساب میا... جزئیات بیشتر درباره نقاشی سایه ها
بازارچه سنتی شهر
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
بازار سنتی محله های قدیم شهر حس و حال قدیم و دوران کودکیمو با خودش داره. خونه های پیرامون بازار سنتی شهر هم مثل بازار قدیمی هستن. درب ها و پنجره ها رنگ و رو رفته و گاهی هم زنگ زده است. آنتن خونه ها که پشت بام نصب شده کام...بازار سنتی سقفش کهنه و درب و داغونه و قدمت سنگ فرشش برمیگرده به هفتاد یا هشتا...
ترزا مامرت/درباره نوشتن ۹۲
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
هیچ حس موفقیتی بالاتر از این نیست که دنیایی خلق کنی که فقط در تخیلت وجود دارد و بتوانی کسی را به این مکان پنهان درون افکارت بکشانی. اینکه باعث شوی کسی به کسی که از رویاهایم پدیدار شده اهمیت بدهد، اینکه باعث شوم از من به ... - ترزا مامرت
یک خواب+خاطرات جنگ عراق
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
به خواب دیدم که منطقه ی ما بمباران هوایی شده و با همه اعضای خانواده توی خونه گرفتار شدیم. شب بود و هوا تاریک. انگار که برق هم نداشتیم. هم داخل خونه تاریک بود و هم بیرون. و ما از شیشه ی پنجره ها در حال تماشای خیابون بودیم... و با صدای هر انفجار آتش مهیبی همراه با موج انفجار به پا میشه. تا اینکه ناگها...
از کتاب نوشتن برای شفا لوئیس دی سالوو
-
تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
چرا می نویسیم؟من معتقدم که نوشتن، شرحی از قدرت رهایی است.جان چیور، ژورنالهادرمان چیست، به جز تغییر در دیدگاه؟ مارک داتی، ساحل بهشتمن تنها کسی هستم که میتوانم داستان زندگیام را تعریف کنم و بگویم که معنای آن چیست.دوروتی آلیسون،دو یا سه چیزی که مطمئناً میدانمنوشتن به من کمک کرده است تا بهبود یابم. ...
جزئیات تازه از آشوب دَرون،خاموشی،گرمای هوا و جَنگ
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
آشوب دَرون،خاموشی،گرمای هوا و جَنگدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تمام، ناتمام من!شدت گرمی هوا طوری شده که بعضی ساعات و در بعضی روزها نفس کشیدن سخت شده تو هوای آزاد. هوا گرم نیست رسما این خود جهنمه. آتیش میباره از آسمون. و گرد و خاک تو فضا پراکنده است. کم طاقت و بی ...
بررسی ویلیام اچ.گاس/ درباره کلمات۷
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
ویلیام اچ.گاس/ درباره کلمات۷در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تمام، ناتمام من!کیمیاگران واقعی سُرب را به طَلا تبدیل نمیکنند. آنها جَهان را به کلمات تبدیل میکنند.- ویلیام اچ.گاس، معبدی از متون
ماجرای مربای آلبالو
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
مربای آلبالودر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.تمام، ناتمام من!یه روز صبح از خواب بیدار شدم با چه ذوق و شوقی که صبحانه مربای آلبالو داریم. چند سالی داخل یخچال فقط مربای هویج بود. بزرگ خونه مربای هویج دوست داره. ولی این بار افتاده رو دور مربای آلبالو. روز قبل هم ...
گزارشی از پاتریک راثفوس/درباره داستان گویی۱
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
پاتریک راثفوس/درباره داستان گویی۱در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تمام، ناتمام من!انگار هر کسی داستانی درباره خودش در ذهنش تعریف میکند. همیشه آن داستان شما را به آنچه هستید تبدیل میکند. ما خودمان را از آن داستان میسازیم.- پاتریک راثفوس رعایت اصول درست و استفاده از...
روایت تازه از خانه ییلاقی
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
خانه ییلاقیدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.تمام، ناتمام من!عشایر ایرانی فصل های گرم(تابستان) و سرد(زمستان) به دلایل گوناگون کوچ میکنن. حتی دوران باستان هم شاهای ایرانی، کاخ ییلاقی و قشلاقی داشتن. فصل های گرم به ییلاق میرفتن و فصل های سرد به قشلاق. اما من شهرن...
روایت تازه از جیمی نیل اسمیت/درباره داستان گویی۲
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
جیمی نیل اسمیت/درباره داستان گویی۲جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.تمام، ناتمام من!همه ما داستانگو هستیم. همه ما در شبکهای از داستانها زندگی میکنیم. هیچ ارتباطی قویتر از داستانگویی بین مردم وجود ندارد.- جیمی نیل اسمیت
گزارشی از کاربرد و اهمیت صفت و موصوف در نوشته!
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:07
کاربرد و اهمیت صفت و موصوف در نوشته!جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.تمام، ناتمام من!در بخش هایی از نوشته که توصیفی هست باید چیزایی که تو صحنه ی داستان وجود داره رو توصیف کنی! و اینکه خوب هم بیان کنی، با جزئیات کامل، تا خواننده رو وارد فضایی که میخوای بکنی. پس باید...